تبليغاتX
میراث عشق - دنیای غم انگیز

میراث عشق

                       زندگی تو دنیا واسه من شده دشوار

نفسی نمونده از دست این روزگار

موندنم باعث آزار و اذیت این و اونه

خدای من نمیخوام باشم حتی یه لحظه

میدونم حالا میگی تو که بی وفا نبودی

با دیدن جمع وفاست که شدم یه بی وفای عوضی

زندگی واسه خودش یه عالمی داره

عالمی که تمومش سکوت و غمه بودنه

زندگیم خیلی عجیبه

چون این دنیا غم انگیزه

طعم این جونی و کی چشیده

آدم بی خیال این دوره زمونه

ایول به آدم بیخیال این دوره زمونه

که نداره غم حتی یه دونه

کار من تمومه و به آخرش رسیده

 حس موندن و نفس دیگه نمونده

شعر از خودم

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت   توسط هستی  |